موش هم آره؟

یک موش با گوش انسان بر پشت خود

۴۳۷۵۳۵۸۵۸۳۴۸۹۷۵۷۳۸۴۹۵۳.jpg

این عکس در تاریخ 1997 میلادی انتشار یافت ، يك عكس عجيب و غريب از یک موش که یک گوش انسان در بدنش رشد کرده بود به شکل انفجاری در دنیا انتشار یافت . گرچه بعضی از منابع تاریخ تولید این عکس را پیش از این زمان می دانند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، طی تحقیقات چند ساله مهندسین ژنتیک در کشورهای مختلف آنها با تلاش شبانه روزی در سال ۱۹۹۷ میلادی موفق به تولید ارگانهای انسانی بر روی حیوانات شدند .

جالب است که شوک این واقعه به حدی بود که بسیاری از مراکز علمی در ابتدا این عکس را یک مونتاژ عکاسی اعلام کردند . اما در زمانی بسیار کوتاه همه به واقعی بودن آن اطمینان پیدا کردند.

البته معلوم بود که مهندسى ژنتيك می تواند به سرعت به این نقطه برسد ، زیرا سالها بود که محققین در کشورهای مختلف به دنبال این تکنولوژی بودند.

آنچه در این موش رشد یافته بود تنها لاله و غضروف گوش بود که با پیوند ژن های انسانی کد کننده این قسمت های بدن بر روی ژنتیک موش حاصل شد . این گوش ساختار واقعی دستگاه شنوایی را نداشت اما در آن زمان جهش بسیار بزرگی برای علم ژنتیک بود

اما بر خلاف انتشار دهندگان این تصویر که منتظر تشویق محافل علمی و مردم کشورهای مختلف بودند ، موجی فراگیر از اعتراض نسبت به مهندسى ژنتيك در سطح جهان به راه افتاد . این اعتراض ها به نقطه ای رسید که دولتها مجبور به تصویب قوانینی در جهت ممنوعیت آزمایشات ژنتیکی بر روی انسانها در جهت تولید موجودات غیر طبیعی شدند.

اکنون مهندسی ژنتیک نسبت به سال ۱۹۹۷ پیشرفت های بسیار زیادی داشته است و محققین توانایی تولید انواع ارگانهای انسانی بر روی حیوانات و همچنین تولید موجودات جدید حاصل از ژنهای انسان و چند موجود دیگر را دارند که پیش از این در دنیا وجود نداشته است . اما دیگر هیچ کس با افتخار یافته های خود را انتشار نمی دهد و بیشتر این فعالیتها در آزمایشگاه های زیر زمینی و مراکز تحقیقاتی مخفی کشورها انجام می شود .

20 توصیه برای کنکوریها

در هر کاری مستلزم طی کردن راههایی است که برای رسیدن به آن کار وجود دارد زیرا «هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست»؛ هر چه که ما راهها را بهتر بشناسیم می توانیم شانس موفقیت بیشتری برای خود متصور شویم. بر این اساس برای موفقیت در آزمون سراسری 20 توصیه ی کلیدی ارائه می گردد:

ادامه نوشته

اسمز چیست؟



این امر که سلولها هنگام قرارگیری در آب متورم می شوند کاملا واضح است این تورم به علت ورود آب از غشاهای سلولی به داخل آن می باشد. به طور مشابه اگر انگورها در داخل محلول شکر قرار می گیرند چروکیده می شوند. این دو پدیده بر اساس مکانیسمی صورت می گیرد که خاصیت اسمزی نامیده می شود. اما خاصیت اسمزی چیست؟
ادامه نوشته

ساختار چشم انسان

فتبارک الله احسن الخالقین

چگونه می توان باور کرد که فضائی چنین کوچک بتواند جهانی به این بزرگی را در خود جای دهد؟ لئوناردو داوینچی

ساختمان چشم انسان

قسمت هاي مختلف چشم انسان عبارتند از: پلک ها، ملتحمه، قرنيه، ليمبوس، صلبيه، عنبيه، مردمک، عدسي،اتاقک قدامي، مشيميه، فضاي خلفي و زجاجيه، شبکيه، عصب چشم و عضلات چشم.

ادامه نوشته

سخنان افراد سرشناس غیرمسلمان در مورد امام حسین (ع)

چارْلز دیکنْز (نویسنده معروف انگلیسی): اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی بود، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط به خاطر اسلام و خدا، فداکاری خویش را انجام داد.
مهاتما گاندی (رهبر استقلال هند): اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز شود، باید از زندگی امام حسین پیروی كند.
محمدعلی جناح (قاعداعظم پاكستان): به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق (امام حسین) این شهیدی كه خود را در سرزمین عراق قربانی كرد، پیروی كنند.

توماس كارلایل (فیلسوف و مورخ انگلیسی): بهترین درسی كه از واقعه كربلا می‌گیریم، این است كه حسین و یارانش، ایمان استوار به خدا داشتند.

پروفسور ادوارد براون (شرق‌شناس انگلیسی): آیا قلبی پیدا می‌شود كه وقتی درباره كربلا سخن می‌شنود، آغشته به حزن و اندوه نشود؟
موریس دوكبری (اندیشمند فرانسوی): بیایید ما هم از زیردستی یزیدیان به نوعی خلاصی یابیم و مرگ باعزت را بر زندگی باذلت ترجیح دهیم، زیرا مرگ باعزت و شرافت بهتر از زندگی باذلت است.

پروفسور ماربین (فیلسوف و خاورشناس آلمانی): من معتقدم كه رمز بقا و پیشرفت اسلام و تكامل مسلمانان به خاطر شهید شدن حسین(ع) و آن رویدادهای غم‌انگیز می‌باشد.
بولس سلامه(نویسنده و شاعر مسیحی لبنانی): شب‌هایی كه بیدار بودم یك بار برای مدتی طولانی به جهت علاقه‌ای كه به آن دو بزرگوار – امام علی و امام حسین(ع) - داشتم، گریستم سپس شعر علی و حسین را سرودم.

عباس محمود عقاد (نویسنده و ادیب مصری): جنبش حسین، یكی از بی‌نظیرترین جنبش‌های تاریخی است كه تاكنون در زمینه دعوت‌های دینی یا نهضت‌های سیاسی پدیدار گشته است.

گابریل آنگری (نویسنده فرانسوی): آرامگاه حسین در كربلا بعد از كعبه، بدون تردید دومین زیارتگاه مسلمانان است. جنایت كربلا وحشت‌انگیز و غیرانسانی بود.

عبدالرحمن شرقاوی(نویسنده مصری): حسین(ع)، شهید راه دین و آزادگی است. نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد، بلكه تمام آزادمردان دنیا باید به این نام شریف افتخار كنند.
ابن ابی الحدید (دانشمند و شاعر عراقی): مانند حسین چه كسی را سراغ دارید به راستی این مرد مافوق بشر كیست كه لحظه‌ای پستی را نمی‌پذیرد و با اختیار خود در برابر ستمگران سر تعظیم فرود نمی‌آورد.

ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) تسلیت باد

سوسک قورباغه خوار

عادت غذایی سوسک های کوچکی به نام “اپومیز” برای بسیاری از دوزیستان از قبیل قورباغه ها بسیار وحشتناک و دردآور است، زیرا این سوسک با حضور در کنار دوزیستان اعتماد آنها را جلب کرده و سپس آنها را به قتل می رساند.

یکی از انواع سوسک های زمینی عادت غذایی بسیار ترسناک و عجیبی دارد. این سوسک که “اپومیز” نام دارد، بسیاری از دوزیستان که ابعاد بدن آنها چند برابر ابعاد بدن خودش است را کشته و می خورد، در حالی که معمولا دوزیستان از حشرات تغذیه می کنند نه حشرات از دو زیستان.

غذای معمول این سوسک ها دیگر انواع بی مهرگان از قبیل پشه ها، کرم ها و حشرات مرده است، اما محققان در نهایت ناباوری مشاهده کردند هر زمان این سوسک در کنار یک دو زیست مانند قورباغه قرار می گیرد، به راحتی آن را کشته و می خورد.

این سوسک ها ترجیح می دهند پیش از شکار کردن یک دوزیست به خوبی شکار خود را شناسایی کنند، از این رو در طول روز با به اشتراک گذاشتن پناهگاهشان با دوزیستان در نزدیکی آنها زندگی می کنند. اما در شب همه چیز مرگبار شده و سوسک با حمله ای ناگهانی دوزیست را می کشد.

این سوسک ها برای تامین غذای خود چندان وسواس به خرج نمی دهند و همه انواع دوزیستان را می خورند، از قورباغه ها گرفته تا وزغ، سمندر آبی و مارمولک.

نحوه به قتل رسیدن دوزیستان به این شکل است که سوسک ابتدا پشت دو زیست را می گزد، که در نتیجه آن شکار از خود عکس العمل شدیدی نشان می دهد و تلاش می کند سوسک را به گوشه ای پرتاب کند. سپس سوسک در پشت دو زیست شکافی به وجود می آورد که جاندار را طی چند دقیقه فلج می کند و در نهایت سوسک به آرامی خوردن غذایش را آغاز می کند.

مطلبی در مورد استيل كولين Acetylcholine

اولین انتقال‌دهنده عصبی[1] که در اوایل قرن حاضر کشف شد، استیل کولین نام دارد. این ماده شبیه آمینواسید است و از ترکیب کولین با استیل کوآنزیم [2به وجود می‌آید. این ماده در پایانه پیش‌سیناپسی، نزدیک محل ترشح خود ساخته می‌شود. استیل کولین، انتقال‌دهنده منحصر به فرد همه سیناپس‌های عضلات اسکلتی است. علاوه بر آن، در عقده‌های سیستم اعصاب خودکار و اندام‌های هدف شاخه پاراسمپاتیک سیستم اعصاب خودکار یافت می‌شود. از آنجا که استیل کولین، خارج از سیستم اعصاب مرکزی یافت می‌شده و به راحتی قابل مشاهده و بررسی است، توجه زیادی را به خود معطوف داشته است.[3]
آزاد شدن استیل کولین مانند سایر انتقال‌دهنده‌ها با برانگیختگی دکمه سیناپسی[4] و سپس ورود کلسیم به آن صورت می‌گیرد. نورون‌ها[5] و سیناپس‌هایی که استیل کولین آزاد می‌کنند استیل کولینرژیک[6] خوانده می‌شوند. استیل کولین در تارهای عضلات اسکلتی اثر تحریکی و در تارهای عضلانی قلب اثر بازدارندگی دارد و این تفاوت به نوع گیرنده‌های پس‌سیناپسی مربوط است. این امر به این اصل مهم اشاره دارد که تاثیری که یک ماده انتقال‌دهنده بر غشای پس‌سیناپسی دارد، به واسطه ماهیت گیرنده‌های پس‌سیناپسی تعیین می‌شود. در واقع گیرنده‌های استیل کولین در تارهای عضله اسکلتی، به ساختارهای کوچکی روی یاخته عضلای به نام صفحه پایانی[7] هدایت می‌شوند و کانال‌های یونی سدیم را تحت کنترل دارند و موجب برانگیختگی[8] تارهای عضلانی می‌شود، در حالی که گیرنده‌های استیل کولین در تارهای عضله قلب، کانال‌های یونی پتاسیم را کنترل کرده و بازداری ایجاد می‌کند. بدین معنا که تاثیر استیل کولین بر آنها باعث افزایش پتانسیل آرامش و کاهش تحریک‌پذیری آنها می‌شود.[9]
استیل کولین دارای دو نوع گیرنده موسکارینی[10] و نیکوتینی[11] است. گیرنده‌های موسکارینی به وسیله استیل کولین و ماده‌ای به نام موسکارین که از قارچ به دست می‌آید، فعال می‌شوند. گیرنده‌های نیکوتینی را استیل کولین و نیکوتین فعال می‌سازند. هنگامی که استیل کولین به یکی از این گیرنده‌های نیکوتینی می‌چسبد، دیواره مجرای استوانه‌ای شکل گیرنده را در غشا اندکی می‌چرخاند و مجرا در وضعیتی قرار می‌گیرد که یون‌های سدیم می‌توانند از آن عبور کنند. این عمل خیلی سریع انجام می‌گیرد. برای مثال پیک عصبی در 10 هزارم ثانیه مجراها را باز می‌کند و 20 هزارم ثانیه نیز آنها را باز نگه می‌دارد. آتروپین[12] و کورار[13] به ترتیب گیرنده‌های موسکارین و نیکوتین را از کار می‌اندازند. در سیناپس‌های استیل کولینرژیک مغز و نخاع از هر دو نوع گیرنده‌های موسکارینی و نیکوتینی یافت می‌شود؛ ولی گیرنده‌های تارهای عضلات اسکلتی از نوع نیکوتینی هستند.[14]
استیل کولین در مغز به‌ویژه در بخشی از پیش‌مغز به نام هیپوکامپ(دم اسب) بسیار فراوان یافت می‌شود و آشکارا در بسیاری از اعمال عصبی مانند یادگیری، یادآوری و کنترل مرحله‌ای از خواب که رویا در آن به وقوع می‌پیوندد، نقش دارد. علاوه بر این، برخی از محققان بر این باورند در بیماری آلزایمر[15] که با زوال عقل، اختلال در حافظه و یادگیری همراه است، نورون‌های استیل کولینرژیک مغز دچار کم کاری و مرگ تدریجی می‌شوند.
استیل کولین پس از آزاد شدن از دکمه سیناپسی به وسیله آنزیم استیل کولین استراز[16] تجزیه و غیر فعال می‌شود: استات و کولین. کولین دوباره به درون نورون پیش‌سیناپسی نفوذ می‌کند و در آنجا از پیوند آن با استات دوباره استیل کولین ساخته می‌شود. این فرایند بازیابی بسیار کارآمد است اما کامل و سریع نیست و فرایند انتقال با وقفه همراه است. اثر بسیاری از داروها و مواد شیمیایی موثر در اعصاب با تاثیر آنها در ترشح استیل کولین یا اثر استیل کولین در گیرنده‌های آن مربوط است. داروهای کولینرژیک باعث تسهیل عمل استیل کولین و داروهای آنتی کولینرژیک مانع عمل آن می‌شوند. یک ماده سمی به نام توسکین بوتولیک که از نوعی باکتری تولید می‌شود، مانع آزاد شدن استیل کولین و در نتیجه از کار افتادن سیناپس‌های کولینرژیک می‌شود.[17]


[1] . Neurotransmitter
[2] . Acetelcoenzyme A
[3] . کالات، جیمز دبلیو؛ فیریولوژی اعصاب و غدد، ترجمه هادی بحیرایی، تهران، ارسباران، 1384، چاپ اول، ص 65 تا 73.
[4] . Vesicles
[5] . Neurones
[6] .Acetylcholinergic
[7] . End plate
[8] . Depolarization
[9] . کارلسون، نیل آر؛ مبانی روان‌شناسی فیزیولوژیک، ترجمه مهرداد پژمان، اصفهان، غزل، 1384، چاپ پنجم، ص 94 و 95.
[10] .Muscarinic
[11] .Nicotinic
[12] Atropine
[13] .Curare
[14] . حائری روحانی، سید علی؛ فیزیولوژی اعصاب و غدد درون‌ریز، تهران، سمت، 1382، چاپ پنجم، ص 42 و 43.
[15] .Alzheimer
[16] .Acetylcholinesterase
[17] . اتکینسون، ریتا ال و دیگران؛ زمینه روان‌شناسی هیلگارد، ترجمه محمدنقی براهنی و دیگران، تهران، رشد، 1379، چاپ چهاردهم، ص 91.